یادداشت و طرح مباحث کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
شاعر :استاد برقعی
سؤال اصلي اين پژوهش : انديشه سياسي جزايري چه دادهها و عناصر معتبر در عرصه دانش سياسي دارد و چه نظريهاي در مورد نظام سياسي اسلام و چگونگي اداره جامعه در دوران غيبت ارائه داده است؟
فرضيه : عناصر و دادههاي شناختهشده حكومت، امت، قدرت، روابط فرد و دولت، روابط داخلي و خارجي حكومت ميباشند.
تئوري محدث جزايري : طرح نظريه حكومت فقها و سلطنت مؤمن عادل در عصر غيبت
روش تدوين اين پژوهش : كتابخانهاي و توصيفي – تحليلي است.
فصلبندي پژوهش حاضر كه عبارتند از :
1. زندگي و زمانه محدث جزايري
2. مباني انديشه
3. جايگاه سياست در انديشه وي
4و5. ترتيب نظام سياسي و انواع حكومتها و شكلهاي حكومت و جمعبندي
بخش اول : زندگي و زمانه جزايري
1. زندگينامه : وي در خوزستان متولد شده است و در مدرسه منصوريه شيراز تحصيل كرده است . جزايري در زمان صفويه زندگي ميكرده است و چهار سال با علامه مجلسي مجالست داشته و حمله عثماني به بصره را ديده است.
ويژگي زمانه وي فضاي باز سياسي و مذهبي در زمان صفويه ميباشد.
2. آثار سياسي محدث جزايري : وي 57 اثر دارد اما كتاب مستقلي در باب سياست ننوشته است.
· انوار نعمانيه : (در چهار جلد).
جلد سوم درباره سياست است كه داراي سه بخش است :
1. نور يكشف عن تحريم معونة الظالمين : شيوه رفتار با حكومت ظالم
2. نور في لذات الدنيا بانواعها : لذت رياست و قدرت
3. نور في اصول الملوك والولاه : حكومت عدل، وظايف، اختيارات
· غايه المرام في شرح تهذيب الاحكام : مربوط به بابهاي جهاد، امربه معروف و نهي از منكر، قضا، خمس و زكات
· كشف الاسرار في شرح الاستبصار : مباحث جهاد و صلح، سياست خارجي دولت اسلامي
· مسكن الشجون في حكم الفرار عن الطاعون : وظيفه حكومت و علما در قبال بيماريها
· نور البراهين : كتابي كلامي است و به مباحث انسان شناسي و جهان شناسي پرداخته ست.
بخش دوم : عصر سياسي محدث جزايري
اين زمان مصادف بوده با سلطنت صفويان . وي با سه شاه صفوي همعصر بوده : شاه عباس دوم، شاه سليمان، سلطان حسين
دين و سياست :
دليل قدرت و مشروعيت صفويه، رسميت يافتن مذهب تشيع از سوي شاه اسماعيل بوده است و سلطنت روحانيت را جذب كرده است.
جزايري در نظريه ولايت فقيه و حكومت مومن عادل از محقق كركي متاثر بوده است.
رويكرد جزايري :
1. به لحاظ عملي : فعاليت سياسي نداشته است.
2. به لحاظ نظري : حاكمان عادل را قبول كرده است.
فصل دوم كتاب : مباني انديشه سياسي جزايري :
ابتدا در سه محور به مباحث كلامي و سياسي ميپردازد:
1. معرفت شناسي
2. انسان شناسي
3. جامعه شناسي
معرفت شناسي : رويكرد استنباطي در ابزار و منابع حكمشناسي.
طرح دو نگاه:
1. اصولي : رويكرد انتقادي به منابع روايي و عقل
2. اخباري :رويكرد تعبدي
نگرش نسبت به عقل :
1. درون ديني را قبول ندارد.
2. برون ديني را قبول دارد.
انسان شناسي :
طرح مباحث فطرت توحيدي، دوگانگي سرشت ( ملكيه، سبعيه، بهيميه، شيطانيه)، قدرتجويي، برابري انسان بر اساس عبوديت، مختار بودن انسان
جامعه شناسي :
1. بر مبناي گرايش اعتقادي
2. بر مبناي گرايش اجتماعي: رعيت، علما، حكمرانان
فصل سوم : سياست محدث جزايري
1. مفهوم سياست :
· در معناي قديمي : ملك، رياست، سلطنت، ولايت
· در انديشه جزايري : اصلاح و تدبير شايسته امور
خاستگاه حكومت : حكومت از آن خداست و به بندگان صالح و عادل واگذار نموده و ستمكاران را منع كرده است.
2. موضوع سياست : فعاليت هاي مهم سازنده و اصلاحگرايانه حكومت. موضوع سياست رفتار و عمل حكومت است.
3. جايگاه سياست :
· آرماني : به معناي سياسيت الهي و عادلانه است و مجريان : پيامبران هستند.
هدف : اصلاح امور مردم و خدمت به آنان است.
شاخص ها : حقمداري، عدالت، حسن سلوك
· تجربي : سياست جنگ قدرت است. سياست داراي ابزار نامشروع است.
4. ابزار سياست : حكومت و نهادهاي تابعه، نهاد مذهب، دولت
فصل چهارم : نظام سياسي
1. مفهوم حكومت يا نظام سياسي : حكومت يعني عاليترين سازمان و منصب و اقتدار كه قدرت و مديريت انحصاري جامعه را در اختيار دارد.
2. ضرورت حكومت : حفظ نظام امور دين و دنيا (حكومت سلطنت و ولايت)
3. خاستگاه و مشروعيت : منشاء الهي است. چون انسان مدنيالطبع است ( نقش مردم در اجتماعات). حكومت براي امام و بعد فقها است. مشروعيت منحصراً براي امام است و غير را شامل نميشود.
4. شيوه هاي تشكيل حكومت :
زمان حضور : انتصاب خاص
زمان غيبت : دو راه وجود دارد : 1. انتصاب عام : مردم در مقابل علما مسوول هستند كه به آنان مراجعه كنند. 2. مبارزه : در شرايط خاص
5. عناصر دولت اسلامي :
· قلمرو : دارالاسلام يا دارالحرب
· جمعيت
· حكومت
6. اركان دولت :
· رهبري : معصوم، فقها، غير فقها(والي و سلطان عادل و جاير)
· نهادهاي و قواي حكومتي : قضائيه، مقننه (صدور فتوا)، اجرا (لافرق بين سلطنت و ولايت)
7. وحدت يا تفكيك قوا :
· در زمان معصوم :وحدت قوا
· در زمان غيبت : تفكيك قوا
فصل پنجم :انواع حكومت :
انواع حكومت عدل :
· پيامبر و امام
· سلطان عادل
· ولايت فقيه ( در كتاب غاي المرام)
محدوده ولايت :
· محقق كركي : فقط در افتا و قضا و تبليغ و امور حسبيه
· جزايري : حكومت و سياست بر اساس سه منصب امام
بحث سياست داخلي و سياست خارجي :
سياست داخلي :
· اهداف : عدالت، هدايت، رفاه، ايجاد نظم و امنيت، تامين حقوق اجتماعي
· اصول : اصل عدالت ، اصل برابري قوانين ديني، اصل نظارت اجتماعي يا نخبگان مذهبي
سياست خارجي :
· اصول : اصل دعوت، اصل جهاد، امان، اصل عقد ذمه با كفار اهل كتاب، اصل صلح، اصل فك رقبه، اصل تاليف قلوب
· اهداف :حفظ استقلال و امنيت، عزت، قدرت و گسترش اسلام، نفي سلطه
طرح بحث مشاركت سياسي :
سازوكارها : امربه معروف و نهي از منكر، نصيحت حكمران مسلمان، شورا، حضور در ساحت قدرت، تقيه
تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، دو جريان فقاهتى در ميان انديشمندان دينى قابل مشاهده بود. در يك نگرش كه از سوى روشنفكران سكولار نيز حمايت مىشد يا دين اسلام اصلا" خصلت و توان حضور در عرصههاى اجتماعى را نداشت و نمىتوانست پاسخگوى معضلات مربوط به حيات جمعى باشد و يا آنكه مسلمين شرعا"حق رويكرد به تشكيل حكومت در عصر غيبت را نداشتند و اگر در ميان آموزههاى دينى ب آموزههاى سياسى و يا اجتماعى هم رو به رو مىشويم اين آموزهها مربوط به دوران تشكيل حكومت در عصر امام معصوم مىباشد.
نگرش دوم بر خلاف اين ديدگاه كاملا"به حضور دين در عرصههاى سياسى اجتماعى اعتقاد داشته و با رهبرى و هدايتهاى حضرت امام توانست اوّلين حكومت دينى در عصر غيبت را به منصه ظهور برساند.امّا طرفداران اين نگرش نيز چه قبل وچه بعد از انقلاب نتوانستهاند در مجموعهاى واحد قرار بگيرند و با تتبع در كتابهاى فقهى و تأمل در انديشه آنان اين واقعيت را مىتوان مشاهده كرد كه نگرش اين فقها به دين و منابع دينى دو گونه مىباشد و براساس همين دو نگاه، دو جريان فقهى يا فقاهتى نيز در ميان آنها شكل گرفته است.
اين تاركده بنا به توصيه جناب استاد دكتر لك زايي براي فعاليت در مورد درس انقلاب اسلامي ايران شروع بكار كرد.
حال كه ترم تمام شده است دوست دارم فعاليت خود را ادامه دهم و ديگر مباحث دروس ديگر را البته تا حد توان منعكس نمايم .لذا نام تاركده را از چشم انداز انقلاب اسلامي به چشم انداز مطالعات سياسي اسلام تغيير مي دهم.